محمد تقي جعفري
246
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
آيا آن رنگآميزى تضادّى در درون خود ندارد مثلا فرض كنيم فرهنگ هنرى يك جامعه ، امتناعى از نقّاشى صورتهاى ركيك و مشمئزّ كننده ندارد ، ولى اخلاق آنان با يك عدّه اصول رنگآميزى فرهنگى شده است كه با آن گونه نقّاشىها تضادّ دارد در اين موارد چه بايد كرد همچنين فرض كنيم فرهنگ مذهبى يك جامعه عبارت از عطوفت و محبّت و عاطفه ورزيدن در حدّ اعلاى آن است ولى فرهنگ صيانت ذات ( خود را داشتن ) ، ( حبّ ذات ) ، ( ابقاى ذات ) و غير ذلك ، نه تنها با فرهنگ مذهبى آنان تعديل نمىشود ، بلكه اغلب فرهنگ صيانت ذات آنان بر فرهنگ مذهبى چيره و مسلَّط مىگردد . همهء اين نابسامانىهاى فرهنگى كه در جوامع و ملل غير اسلامى و حتّى در جوامع اسلامى كه معناى فرهنگ و تمدّن را از ديدگاه اسلام نمىدانند و يا بان عمل نمىكنند ، ناشى از بىهدفى و انسان محورى نبودن آن فرهنگها و تمدّنها است ، چنان كه در اين مبحث مشاهده خواهيم كرد ، و امّا تمدّن ، اين مفهوم بسيار درخشان و فوق العاده جالب ، معنائى در مكتبهاى معمولى بشرى دارد كه در اسلام ديده نمىشود . اگر بخواهيم معناى اجمالى تمدّن را از ديدگاه مكتبهاى امروزى در نظر بگيريم بايد بگوئيم : تمدّن عبارتست از رسيدن انسانهاى يك جامعه از نظر صنعت و علم و ديگر وسائل آسايش و پيروزى به مرحله اى كه افراد و گروههاى جمعى آن جامعه ، هر چه را بخواهند ، بدون معطَّلى و ناتوانى ، بان خواستهء خود برسند ، ولى خواستهها چيست هيچ هويّت خاصّ و قيد و شرطى براى آن خواستهها وجود ندارد با اين تعريف كه به تمدّن متذكَّر شديم ، مىبينيم آنچه كه مطرح نيست ، انسانى است با هويّت خاصّ و هدفى كه آن تمدّن را توجيه منطقى نمايد . نتيجهء عدم مراعات انسان با هويّت خاصّ و هدف و الا براى فرهنگ و تمدّن همان پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط است كه در مبحث « 20 - گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن ، و پنجاه و دو پديدهء نكبت و سقوط كه با ادّعاى تكامل به هيچ وجه سازگار نمىباشد . »